X
تبلیغات
کفشدار










کفشدار

شعر هیات

این وبلاگ توسط حامد تجری به‌روز می‌شود
نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1392ساعت 15:59 توسط مهدی زمستان

غزلی تقدیم به حضرت عباسعلیه السّلام :

 
گلایه کرد به کرات آفتاب از آب
 
شکستگی سر آب شد جواب از آب
 
 
 
مسلّم است گل‌آلود می‌شود ذهنش
 
چرا که آمده ابن ابوتراب از آب
 
 
 
گشود برقع خود را و بعد با دستش
 
گرفت در وسط علقمه نقاب از آب
 
 
 
برای آنکه ببوسد لبان خشکش را
 
فرات بست به دست عمو طناب از آب
 
 
 
بدون آنکه بنوشیم مست علقمه‌ایم
 
درست کرده اباالفضل ما شراب از آب
 
 
 
پس از تو آه تعجب نمی‌کنم هرگز
 
در این دیار بگیرند اگر گلاب از آب
 
 
 
به جای آنکه فرات از لبت ثواب برد
 
تو با نخوردن خود برده‌ای ثواب از آب
 
 
 
نداد لب چو به عباس بعد از آن خورشید
 
هنوز ظهر که شد می‌کشد حساب از آب
 
 
 
کتاب دست اباالفضل باز شد در رود
 
چه شد که بسته درآمد همان کتاب از آب
 
 
 
پس از پسر، همه عمر وقت نوشیدن
 
گرفت حضرت ام‌البنین حجاب از آب
 
 
 
چه قدر زود به زانو در آمدی با مشک
 
درست مثل بنایی که شد خراب از آب
 
 
 
و اوج فاجعه این است چون سه شعبه پرید
 
تکان نخورد ز پرتاب تیر آب از آب
 
 
 
حسین گریه‌کنان می‌کند خضاب از خون
 
به خنده حرمله هم می‌کند خضاب از آب
 
 
 
پس از گلوی علی‌اش که شد سه شعبه به تیر
 
کسی ندید بگیرد وضو رباب از آب
 
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1392ساعت 23:59 توسط مهدی زمستان|

 

 

«مراعات بی‌نظیر» مجموعه‌ غزل‌های آئینی «مهدی رحیمی» منتشر شد
 
 
 
 
 
غزالی هم تقدیم به حضرت علی‌اصغرعلیه السّلام ببخشید اگه زیاد مکشوف شده:

 
کمان باز شد / فراتر ز حد توان باز شد

چنان‌که حسین / پس از ضربه تیر جانباز شد

ببین روضه را / گلو تیر خورد و دهان باز شد

به خون علی / سر بغض هفت آسمان باز شد

نه حق می‌دهم / اگر روضه روضه‌خوان باز شد

که در وقت دفن / سر از شانه با یک تکان باز شد
نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1392ساعت 18:13 توسط مهدی زمستان|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت